على اكبر دهخدا

721

امثال و حكم ( فارسى )

خداى ما كه با عدل است و داد است * همه چيزى بيك بنده نداده است . خدا هيچ بنده را بگرسنگى امتحان نكند . رجوع به : چو ترك گرسنه ، و رجوع به : آدم گرسنه . . . ، شود . خدايا آنكه را عقل دادى پس چه ندادى و آنكه را عقل ندادى پس چه دادى . منسوب به خواجه عبد اللّه انصارى و بزرجمهر . نظير : عدو الرجل حمقه و صديقه عقله . رجوع به : اندر جهان به از خرد . . . ، شود . خدايا تو شبرو به آتش مسوز * كه ره مىزند سيستانى بروز . سعدى . نظير : دزد بشمشير تيز گر بزند كاروان * بر در دكان زند خواجه به زخم پله . سنائى . خدا يار است گويم فتنه از تو است * ( . . . ولى از ترس نتوانم چغيدن لب و دندان تركان ختا را * بدين خوبى نبايست آفريدن كه از دست لب و دندان ايشان * بدندان دست و لب بايد گزيدن اگر ريگى بكفش خود ندارى * چرا بايست شيطان آفريدن . ) ناصر خسرو علوى . خدا يار تنبلهاست . بمزاح ، پيشامدهاى خوب بيشتر كاهلان را نصيب شود . نظير : خدا يار شلخته‌هاست . فاطمه زهرا براى شلخته‌ها دو ركعت نماز خوانده . خدا يار شلخته‌هاست . رجوع بفقرهء قبل شود . شلخته زن ناكدبانو و نادان به كارهاى خانه را گويند . خدا يار مظلومان است . از سياست‌نامهء خواجه نظام الملك . خدايا زين معما پرده بردار . امرى روشن و ساده نيست . مأخوذ از بيت ذيل است : سخن سربسته گفتى با حريفان * خدا را زين معما پرده بردار . حافظ . خداى است بهتر نگهدار و بس * ( . . . از او به نباشد خداوند كس . ) فردوسى . ى . نظير : فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . قرآن كريم . سورهء 12 . آيهء 64 . خدايا طاقت مردى ندارم زنم كن . مزاحى است با مردى كه لباس زنان پوشد يا ساير خويها و منش‌هاى آنانرا تقليد كند . خداى جهان را جهان تنگ نيست . ( مرا با ملك طاقت جنگ نيست * به صلح ويم نيز آهنگ نيست ملك شهريار است و از شهريار * هزيمت شدن بنده را ننگ نيست اگر باد پايست خنك ملك * كميت مرا نيز پالنگ نيست به خوارزم آيد به سقسين روم * . . . ) سلطان آتسز بن قطب الدين محمد . رجوع به : ارض اللّه واسعة ، شود . خداى دانى خلق خداى را ما زار . * ( اگر خداىپرستى تو خلق را مپرست . . . ) ناصر خسرو .